
میخوام براتون قصه بگم
قصه از خودم ازون ادمای پر غصه بگم
میخوام براتون یه شعر بگم
دردی از دردای خودم بگم
قصه من قصه نبود همش فکرای بی غصه نبود
برای من شعرا دیگه رنگی شده
برام مثل مداد رنگی شده
دنیا دیگه قشنگ شده
یه وقتا رنگیو یه وقتا سیاه شده
منم مثل همه بازی این قصه شدم
توی تموم زندگیم برای تو زنده شدم
منم اره همون .همون که تو میگفتی
همیشه همراه منی
عشق منی جون منی همون که دلدار منی
میخوام بگم حرف نزن از روی لب حرف نزن
میخوام بگم دروغ نگیم روی دلامون حرفی نزنیم
میخوام بگم دوست دارم دروغ نشه
اره دوست دارم فقط برات یه حرف واقعی باشه
راستی میدونی تو برام قلبی توی قلبم شدی
تو میدونی نفسی برای قلب پر از دردم شدی
نمیدونم که چرا دفتر شعرم دفتر آرزوهای من شده
وقتی که دلتنگت میشم شعرامو از بر میخونم
تا که بدونم چی بودم الان که نیستی چی شدم
خدا کنه همون بشه همونی که تو دوست داری
تمام فکرام همینه برای تو یه عمری عاشق بشینه
من که دیگه لبریز بودنت شدم
واسه خودم یه عالمه راهه پیچ و خم شدم
تو میدونی من چی میگم تو میدونی چی میخوام
واسم بزار همون چیزایی که دلم ازتو زیاد اونو میخواد
همون که میدونی برای بودنت میخوام
همونا که وقتی نیستی یه دنیا دلم همونارو میخواد
من میمونم به یاد تو اگه بخوای کنار تو ....